به پدر حسين فهميده ميگن نظرت درباره پسرت چيه؟ ميگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو ميدم
به تركه ميگن به نظر شما سيو همان سيب است؟ ميگه نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه
يه ترکه يه قبض تو خيابون پيدا مي کنه مي ره پرداخت مي کنه يه روز تركه تو دستشويئ بوده خوابش مي بره مي فته تو سنگ دستشويئ ميگه اينجا كجاست من كيم كي منو ريده
يه روز يه خره لنز ميزنه، ميره تو جنگل. همه حيوونا نيگاش ميكردن ميگه: چيه! تا حالا آهو نديدين
ترکه میره مشهد روبروی مرقد وایمیسته میگه:یا امام علی قربون لب تشنت.فدای دو دست بریدت.پس کی ظهور میکنی؟خسته شدیم از بس اومدیم قم
به ترکه میگن بابا تو بیشتر دوست داری یا ننتو میگه ننتو